|
در فيلم «مخمصه» کارکتر بدونه نامي که به نيل ( رابرت دنير) اطلاعات خاص و ارزشمندي راي ميفروشد در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه اين اطلاعات را از کجا ميآورد ديالوگ جالبي ميگويد؛... اين اطلاعات روي هوا هستند فقط کافي است دست را داراز کني و آنها را بگيري...(نقل به مضمون). اين جمله شايد درباره اطلاعات محرمانه سياسي در ايالات متحده يا هر کجا دنيا صدق نکند اما در مورد پيدا کردن آثار هنري و هنرمندان نخبه گرا در ايران مصداق دارد. حسين حميدي يکي از اين هنرمندان است. هنرمندي که اتفاقا آلبومهاي زيادي هم منتشر کرده و تجربيات موفقي را پشت سر گذاشته اما توجه جدي به كارهاي پژوهشي و آثار منتشره او صورت نگرفته. ظاهرا خودش هم مثل موسيقي مقامي ايرن ( نوع هنري که مورد علاقه حميدي بوده و بيش از 3 دهه از عمرش را صرف آن کرده ) شخصيتي مهجور و بيسرو صدا است اما کافي است گوش هايمان را براي فرکانسهاي ظريف و هنرمندانه آماده کنيم. نتيجه تغيير خواهد کرد.
حميدي در آستانه سال 1389 شمسي (دقيقا 25 اسفند ) آلبومي تحت عنوان «کُولي» منتشر کرد.در نگاه اول مجموعهاي ساده و بازخواني (کاور)هايي از قطعات مختلفي است که بعضا به گوش ما بسيار آشنا هستند. مثل قطعات «بهار دلنشين» و «مرا ببوس» که آثار بسيار معروفي در موسيقي ايراني هستند. حتي در برخورد اول امکان دارد چنيني ديالوگي هم از ذهن آدم عبور کند که «باز هم از اين بازخوانيهاي تکراري » اما در برخوردي عميق تر اين آلبوم يک تجربه متفاوت و تازه (بر تازگي و طراوت آن تاکيد ميکنم) در فضاي موسيقي ايراني و موسيقي فولکلور كشورهاي نزديک به ايران است. آثاري که ذيل نگاه کولي وار نوازندگان گرد هم آمده اند. آنساملي خاص و خيلي بومي اين آلبوم در کنار هم، صدايي کمتر شينده شده را خلق کرده اند. ما حصل کنار هم گذاشتن سازهايي مثل بالابان، آکاردئون،عود، گارمون، زنبورک و دايره نوايي خاص و گوش نواز شده است. ظاهرا در انتخاب نوازندهها نکته حس (Feeling) کولي وار نواختن اهميت بسزايي داشته و حميدي به عنوان آهنگساز و تنظيم کننده آنها را در يک مسير هدايت کرده است ؛ مسير نواختني ساده و کولي وار که نوستالژي سفر و گذر زمان در آن فهوايي انکار ناشدني است. در کاور اين آلبوم به قلم حسين حميدي نگاشته شده:«سال هاست به کوليان و زندگي آنان فکر ميکنم که در نقاط مختلف دنيا پراکندهاند اما درواقع از خصوصيات مشابهي برخوردارند، هر چند در کشورها و نزد اقوام ديگر آنان را با اسمي مختلفي ميشناسيم. آنان در گذرند و جاري، آزادي فردي، موسيقي و زندگي در طبيعت ميتواند از بارزترين وجوه شخصيتي کوليان محسوب گردد...» زندگي کوليان همانطور که حميدي در ادامه توضيح داده با کوچ و سفر عجين است و اين آلبوم جداي از اينکه با انتخاب سازها و نحوه نواختن آنها يک ماهيت کولي دارد به لحاظ ساختار قطعات و چيدمان آنها هم سفري کولي وار دارد. اين نگاه حميدي در انتخاب ملوديها و چيدمان آنها حکايت از وسواس هنرمندانه خاصي دارد. حميدي در تجربههاي اخيرش نه در پي اجراي آثار سنتي به شکل کهن، دقيق و تامل برانگيز (با تعريف کلاسيکي که در موسيقي دستگاهي از آهنگسازي و نوازندگي وجود دارد ) نبوده. حميدي در انتخاب هايش در پي حذف فاصله عجيبي است که در اين سالها بين مخاطبان و موسيقي در ايران به وجود آمده. (موضوع حذف فاصله با مخاطب براي تعداد بسيار کمي از موسيقيدانان امروز ايران تبديل به مسئلهاي جدي شده و جاي تحسين دارد. ) اجراي زنده حميدي در فرهنگسراي نياوران آشکارا در اين مسير بود. «مجلس آرايي موسيقي قاجار» عنوان کنسرتي بود که حدود يک سال و نيم پيش حميدي روي صحنه برد.براي اين اجرا هم نوازندگان خوانندگان خاصي انتخاب شده بودند که انگار وجه خيلي حرفهاي نبودن آنها عنصر فرمال در اجرا بود چرا که اين اجرا همچون عنوانش بيشتر يک مجلس موسيقايي بود و نه يک کنسرت. تجربهاي به زعم نگارنده آوانگار که خلأ آن در موسيقي امروز ايران بسيار ديده ميشود. چرا که از يک سو اساتيد موسيقي سنتي اجراهايشان را به سمتي بردهاند که مخاطب آنان با تصور تجربهاي روشنفکرانه و متفاوت به آن مواجه ميشود و لذتي از آن در مفهوم ساده و اوليه انسانياش چندان محلي از اعراب ندارد چرا که شما آمده ايد که استاد مطبوعتان حتي يک نت فالش نزد و شما هم با تمرکز خاصي بايد مخاطب اين موسيقي باشيد. از سوي ديگر ستارهاي پاپ هم بهطور کلي براي مخاطب دست نيافتني هستند حتي اگر به مبتذل ترين شکل روي صحنه بروند و عاميانه ترين الفاظ را هم در حين اجرا به زبان بياورند و به همين سادگي لذت بردن از موسيقي در مفهوم عام و روزمره آن در ايران تبديل به حلقه مفقوده شده است اما «مجلس آرايي موسيقي قاجار» که پيش پرده خوان هم داشت در خلق لذتي ساده و سالم در مخاطبش بود. لذتي ايراني با سه تار وکمانچه و تصنيفهاي ساده و اتفاقا به دليل همين سادگي نمايش مردم پسند بود. در صحنهاي از اين اجرا حسين حميدي از صندلي بلند شد و با گروه نوازندگانش شروع به دست زدن کردند. همان کف زدنهاي خودمان در محافل خانوادگي و اين حس به مخاطبش منتقل ميشد که در جمع خانوادگي كسي ساز به دست گرفته و مينوازد. اين نزديکي با مخاطب و حذف فاصله اسطورهاي که سوغاتي غربي براي موسيقي ايران است تم ثابت آلبوم «کولي» هم هست. بداهه نوازيهاي درخشان حسين حميدي در اين آلبوم به هيچ وجه ظاهري غريب تکنيکي و پيچيده ندارند. درپي خلق اين احساس هستند که رفيق شما کنار شما نشسته و دارد با حال و هواي اندوه ويا سرخوشي شما چيزي مينوازد.البته که چنين نگاهي ماحصل سالها تحقيق و پژوهش مستمر در دنياي موسيقي مقامي است. عنصر بداهه نوازي پديده خاصي در موسيقي است و بهطور کلي امري است که در موسيقي امروز براي مخاطب خاص خودش صورت ميگيرد. سعي در آزاد کردن بداهه نوازي براي ارائه آن به مخاطب عاميتر که حتي در ميانه آن چند بار به به و چه چهي هم بگويد اتفاقي به شدت مدرن است. بداهه نوازيها در اين آلبوم در پي آزادي از تعاريف متعارف و متداولي است كه تا كنون وجود داشته. در مجموع آلبوم سهل و ممتنع «کولي » اثري براي موسيقي امروز ايران است که نه توان رهايي از زنجير سنت را دارد و نه افسار گسيختگي تجربههاي ساختار شکن دردي از آن دوا کرده. اين آلبوم بدون هيچ اشاره و کنايه و تاکيدي، اثري است که ضرورت پرداخت به موسيقيهاي محلي و فولکلور را روشن ميکند.
|